بهانه
بي
تو
نه بوي
خاك نجاتم داد
نه شمارش
ستاره ها
تسكينم
چرا
صدايم كردي
چرا ؟
سراسيمه
و مشتاق
سي سال
بيهوده در
انتظار تو
ماندم و
نيامدي
نشان به
آن نشان
كه دو
هزار سال از
ميلاد مسيح مي
گذشت
و عصر
عصر
واليوم بود
و فلسفه
بود
و
ساندويچ دل
وجگر