آه ان مسا فر از سفر شاید بیاید . باید بمانم منتظر شاید بیاید .
سوز دعآی هر شب و نیمه شب من .شاید شبی شد کارگرشاید بیاید .
آه ان که یک شب بی خبر از پیش من رفت یک روز آ خر شابد بیاید .
با ایل گل ها یک سحر ز آن سوی صحرا.آهسته از کوه کمر شاید بیاید .
روزی به پایان میرسد تنهای من.بر شب شب من هم سحر شاید بیاید .
در های و هوی باد و باران بهاری . همراه یاس و نیلوفر شاید بیاید .
هی می تپد در سینه ام دل بی قرارست . هی می پرد پلکم دیگر شاید بیاید.
این گوشه در این شب و شب تنهای غم . چشم براه گوشم به در شاید بیاید .
چون دیشب شب های دیگر باز امشب . باید بمانم منتظر شاید بیاید .
+
نوشته شده در
23 Apr 2006ساعت
11:57 AM توسط نرگس
|